حمد الله مستوفى قزوينى

542

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

سپهدارش آمد به پيكار پيش * وز آن كار شد دشمنِ جانِ خويش 615 پس از جنگ در رزمگه شد تباه * به فرمانبرى پيش رفت آن سپاه امان دادشان ميرِ عبّاسيان * نكوشيد در كارشان در زيان جهانگير عبد اللّه رزمخواه * نشست اندر آن شهر و بَهرى سپاه برادرش صالح به جنگِ عدو * به حكمش سوىِ مصر آورد رو ابو عونِ مروى به پيش اندرش * به مردى همى بُردى آن لشكرش 620 بدان شهر « 1 » رفتند و از روىِ زور * در او يافتند دست در جنگ و شور همه كشورِ مصر فرمانپذير * شدند آن مهان را پس از داروگير ز مروان پژوهش در آن بوم‌وبَر * نمودندى ايشان به خشك و به تَر قتل مروان الحمار و بنى اميّه سرافراز عامر « 2 » ز گرگانيان * كه از خيلِ بو عون بُدى آن زمان خبر يافت از وى زِ كارآگهان * كه گشته است در ديهِ « 3 » فرعون نهان 625 بشد با دلاور سوارى هزار * گذر كرد از نيل آن نامدار به رسمِ شبيخون بَر او تاختن * شبِ تيره‌گون برد با انجمن مَر آن ديه را كبس « 4 » كردند زود * ز هرسوى لشكر نبرد آزمود چنين تا رسيدند پيش كنشت « 5 » * به ره هركه را هركه مىديد كُشت چو آمد به پيش كنشت آن « 6 » سپاه * برون رفت مروان و شد رزمخواه 630 همىكرد پيكار تا كشته شد * ز مروانيان بخت برگشته شد « 7 »

--> ( 1 ) ( ب 620 ) . در اصل : بذ آن شهر . ( 2 ) ( ب 623 ) . طبرى : عامر بن اسماعيل ، العبر : عامر بن اسماعيل حارثى و تاريخ گزيده عامر بن اسماعيل جرجانى آورده‌اند . ( 3 ) ( ب 624 ) . در اصل : كه كشتست كه در ديه . ( 4 ) ( ب 627 ) . در اصل : كسس ؟ ؟ ؟ . كبس - هجوم ناگهانى ، محاصره . ( 5 ) ( ب 628 ) . در اصل : بيش ؟ ؟ ؟ . ( 6 ) ( ب 629 ) . در اصل : ؟ ؟ ؟ آن . ( 7 ) ( ب 630 ) . طبرى 11 / 4643 ، راوى گويد : عامر بن اسماعيل برنشست و سوى صالح بن على رفت ، صالح بن على نوشت : به امير مؤمنان ابو العباس ، ما دشمن خداى ، جعدى را تعقيب كرديم تا او را به سرزمين دشمن خدا و -